تبليغاتX
پایان سایه روشن
پایان سایه روشن

!!!طاقت بیار رفیق


السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی (ع)

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی (ع)

88/08/07  توسط MOHAJER  |

 

طاقت بيار رفيق!!!!

http://www.donna-engstrom-abstract-art.com/images/Sample_Urana.jpg

كي ميدونه؟

كي ميدونه اين حسرتا چه كرده با روز و شبام؟

طاقت بيار رفيق!!!!

ما هر دو بي كسيم

طاقت بيار رفيق!!!!

داريم ميرسيم!!!

طاقت بيار رفيق!!!!

88/07/27  توسط MOHAJER  |

 

سلام اي غروب غريبانه دل

سلام اي غروب غريبانه دل

 

سلام اي طلوع سحرگاه رفتن

 

سلام اي غم لحظه هاي جدايي

 

خداحافظ اي شعر شبهاي روشن

 

خداحافظ اي قصه عاشقانه

 

خداحافظ  اي آبي روشن عشق

 

خداحافظ  اي عطر شعر شبانه

 

خداحافظ  اي همنشين هميشه

 

خداحافظ  اي داغ بر دل نشسته

 

خداحافظ اي برگ وبار دل من

 

تو تنها نميماني اي مانده بي من

 

تو را ميسپارم به دل هاي خسته

 

تو را ميسپارم به ميناي مهتاب

 

تو را ميسپارم به دامان دريا

 

اگر شب نشينم اگر شب شكسته

 

تو را ميسپارم به روياي فردا

 

به شب ميسپارم تو تا را نسوزد

 

به دل ميسپارم تو را تا نميرد

 

اگر چشمه واژه از غم نخشكد

 

خداحافظ اي برگ وبار دل من

 

خداحافظ اي سايه سار هميشه

 

اگر سبز رفتي اگر زرد ماندم

 

خداحافظ  اي نو بهار هميشه

خداحافظ ...

88/07/10  توسط MOHAJER  |

 

خدایا...

خدايا

 به دستان سرد من بنگر كه قادر به نوازش چهره ات نشده است...

 خدايا

 به پاهاي بي تابم نگاه كن كه توان رسيدن به تو را ديگر ندارد...

خدايا

 به چشمانم نگاهي بينداز كه از كثيفي دنياي بي وفايي تاريك شده...

 خدايا

 پاروي شكسته قايق خيالم را بنگر كه در پي رسيدن به تو از خاري خرد شده...

خدايا

 گم شده ام... كاش دستان مهربانت را به من مي دادي تا با هم بر روي ساحل روياها بازقدم برداريم

خدايا

 شكرت كه غم را آفريدي… ، درد را آفريدي ، دلتنگي را آفريدي ، اشك را آفريدي چرا كه اگر هميشه مي خنديدم و شاد بودم

 تو را از خاطر مي بردم اين واقعيت است ؛ من انقدر نمك نشناس هستم كه تنها تو را در غم هايم صدا مي كنم چرا كه شانه هايم توان تحملشان را ندارد

88/06/30  توسط MOHAJER  |

 

تن آدمی شریف است

تن آدمی شریف است به جان آدمیت             نه همین لباس زیبا نشان آدمیت

 

آدم ها ، همه چیز را از مغازه ها آماده و حاضر می خرند ،  اما چون مغازه ای نیست تا دوست معامله کند ،  آدم ها مانده اند بی دوست ،  تو اگر دوست می خواهی من را اهلی کن

پرسید: اهلی کردن یعنی چه ؟

گفت :  یعنی ایجاد علاقه کردن  و این چیزی است که این روزها پاک فراموش شده.

پرسید:راهش چیست؟

گفت : باید صبور باشی

88/06/25  توسط MOHAJER  |

 

ما آدم ها چه راحت دلمان خوش مي شود مثل کودکاني که هنوز

 نمي فهمند ما اشرف مخلوقات عالم هستيم و چقدر خوش به حالمان

مي شود ما خيلي خوبيم ... ! و من دلم خوش است به نوشتن همين چند

جمله و اين است پايان سايه روشن ...

88/06/19  توسط MOHAJER  |

 

غمی غمناک


جهنم سرگردان

شب را نوشیده ام
و بر این شاخه های شکسته می گریم
مرا تنها گذار
ای چشم تبدار سرگردان
مرا با رنج بودن تنها گذار
مگذار خواب وجودم را پر پر کنم
مگذار ازبالش تاریک تنهایی سر بر دارم
 و به دامن بی تار و پود رویا ها بیاویزم
سپیدی های فریب
روی ستون های بی سایه رجز می خوانند
 طلسم شکسته خوابم را بنگر
بیهوده به زنجیر مروارید چشمم آویخته
 او را بگو
تپش جهنمی مست
او را بگو : نسیم سیاه چشمانت را نوشیده ام
 نوشیده ام که پیوسته بی آرامم
 جهنم سرگردان مرا تنها گذار

88/05/04  توسط MOHAJER  |

 

يادم باشد!

يادم باشد!

 

حرفي نزنم، كه به كسي بر بخورد، نگاهي نكنم كه دل كسي بلرزد، راهي نروم كه بي راه باشد.

خطي ننويسم كه آزار دهد كسي را،

 

يادم باشد!

 

كه روز روزگار خوش است، همه چيز رو به راه و بر وقف مراد است و خوب!!!

تنها دل ما دل نيست.

 آره...

88/04/29  توسط MOHAJER  |

 

هر که با ما نیست

هر که با ما نیست

گفته می شد هر که با ما نیست با مادشمن است

 گفتم آری این سخن فرموده اهریمن است

اهل معنا اهل دل با دشمنان هم دوستند

ای شما با خلق دشمن ؟ قلبهاتان از آهن است؟

 

88/04/21  توسط MOHAJER  |

 

خسته ام

 مشت می کوبم بر در
پنجه می سایم بر پنجره ها
 من دچار خفقانم خفقان
 من به تنگ آمده ام از همه چیز
بگذارید هواری بزنم
 ای
با شما هستم
این درها را باز کنید
من به دنبال فضایی می گردم
لب بامی
 سر کوهی دل صحرایی
که در آنجا نفسی تازه کنم
آه
 می خواهم فریاد بلندی بکشم
که صدایم به شما هم برسد
من به فریاد همانند کسی
که نیازی به تنفس دارد
 مشت می کوبد بر در
پنجه می ساید بر پنجره ها
محتاجم
 من هوارم را سر خواهم داد
چاره درد مرا باید این داد کند
از شما خفته چند
چه کسی می اید با من فریاد کند ؟

88/03/01  توسط MOHAJER  |

 

 



تو زنده ميموني رفيق طاقت بيار اين راه رو طوفان رو پشت سر بذار طاقت بيار رفيق فردا پر از آزاديه


 

حروف سربی

 

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی (ع)
طاقت بيار رفيق!!!!
سلام اي غروب غريبانه دل
خدایا...
تن آدمی شریف است
غمی غمناک
يادم باشد!
هر که با ما نیست
خسته ام

 

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386

 

 

پرچین راز
نغمه (جالب)
عطر بارون،بوی سیب
PHOTO.NET
سایت تخصصی عکاسی
آوای آزاد
لذت عکاسی
آخرين تصاوير عكاسي شده
زندگی حس غریبیست که یک مرغ مهاجر دارد

 

 

RSS 2.0